صاحب سبک شما در زندگی کیست؟

به نام خدا

در فرآیند آموزش قرائت قران کریم پس از اجرای یک قرائت، استاد شما را به یک نفر ارجاع می دهد که صدای شما به ایشان نزدیک است که می توانید در تلاوت قران از او کمک و به عبارتی از او پیروی و تقلید نمایید.

در چرخه زندگی نیز، معمول ما ایرانی ها اینطور است که از بدو تولد پدر و مادر ما را متناسب با آموخته های خود تربیت دینی می نمایند و در این مسیر دیگرانی هم هستند که در محیط های پرورش ایشان را یاری می کنند.

قران کریم در مورد قبول سبک مورد نظر هر فردی هشدار جدی داده است و فرموده::«‏وَإِذَا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللّهُ قَالُواْ بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَیْنَا عَلَیْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ کَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ یَعْقِلُونَ شَیْئاً وَلاَ یَهْتَدُونَ‏» «وقتی که به آنها گفته می شود از آنچه خداوند نازل فرموده است پیروی کنید گویند: ما چیزی را که پدرانمان را بر آن یافتیم پیروی می کنیم. بقره 170

اگرچه این آیه بر بحث ما تطابقی ندارد اما از آن می توان فهمید که انسان در این مسیر خود نیز باید سعی و تلاش جدی نماید و بر اندوخته خود بفزاید و آن را واگذار نکند.معنای این کلام آن نیست که باید دینی غیر از دین پدران انتخاب نمود، بلکه چه بسا راه و دین پدران حق باشد؛ اما در هر دو صورت، باید انتخاب دین مبتنی بر انتخاب و تحقیق خود انسان باشد. حال چه نتیجه این تحقیقات منصفانه و درست، اسلام باشد یا هر دین دیگری، مهم نیست. مهم آن است که انسان به دور از پیش داوری و با انصاف و عقلانیت، به دین و آیینی معتقد گردد که بتواند در قیامت بر گرویدن به آن در پیشگاه خداوند دلیل بیاورد.

پس انسان می تواند، بلکه باید با تحقیق و بررسی به دنبال یافتن دین حق باشد. از نظر فردی و عقل انسانی نیز این امر، صحیح و بی اشکال، بلکه لازم و ضروری است؛ چنان که اشاره شد، اسلام هم به این باور عقلانی صحه گذاشته است.

تا کنون که حداقل حقیر ندیده ام کسی جایی گفته باشد من در دین خودم تحقیق کرده ام جز دکتر تیجانی که کتب ایشان نیز سالیان مدیدی است چاپ شده است.پس آنچه تا اینجا نتیجه می گیریم صاحب سبک زندگی را دقیق مشخص نکرده و بر آورده های از دیگران تکیه کرده ایم.به یقین اگر در چرخه زندگی هر فرد  این خلاء پر شود قطعا بسیاری از این مشکلات فعلی را نخواهیم داشت.



      

سبک زندگی از نگاه عبد خدا

آمده ایم تا با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم، نه با هر قیمتی زندگی کنیم.

آیت اله بهجت(ره)



      

رمز گشایی در تغییر سبک زندگی

با سلام

تفاوت در سبک زندگی امروز بین افراد در جوامع مختلف از جمله آسیب های جدی است که در مرز انفعال ناگزیریم به آن دامن زده و از باب همرنگ جماعت شدن،سبک را عوض نماییم. امروز از ما گذشته که بیاییم در این موضوعات حرف بزنیم و قلم فرسایی نماییم چزا که عرض خود بردن و زحمت دیگران داشتن خواهد بود.اصلا در ابن مبحث کاری به شخصیت افراد و سیاست پیش روی آنها ندارم اما ناگزیرم برای روشن شدن بحث مصداقی صحبت کنم. ورزشکارانی که امروز در فوتبال بازی می کنند آرام آرام دارند سبک زندگی دیگر ورزشکاران را تغییر می دهند و کم ورزشکاری است که منفعل نشده و به این تغییرات دامن نزند.. این که امروز ورزشکاران ما در کدام منطقه از تهران زندگی می کنند و سوار بر چه مرکبی می شوند و خود را با چه کسانی مقایسه می کنند تا به پول های میلیاردی خود بفزایند بحث مهمی است و نباید از آن به راحتی گذشت. اکثر آقایان منازل پدری شان یا در جنوب تهران بوده یا در یک روستا در دل این آب و خاک.امروز به چه می اندیشند؟سبک را عوض کرده اند.امروز حاضر نیستند در کنار دیگر مردمان در همان جنوب تهران یا در شهرهای دیگر زندگی کنند.باید در تهران و آنهم در بهترین نقاط (آنجایی که به قول آقای دایی باید از متری 12 میلیون تومان کمتر نباشد) زندگی کنند.بهترین مرکب ها را سوار شوند، بهترین مسافرتها را بروند و خلاصه بریزند و بپاشند و .... چرا به این روز افتاده اند؟در مقایسه خود با دیگرانی که چه در ممالک دیگر زیر توپ می زنند و در مملکت خودمان که راست راست راه می روند و میلیاردی درآمد دارند، مگر ما چه کمتر داریم؟ این سوال کلیدی است:مگر ما چه کمتر از دیگران داریم؟این سؤال رمز تغییر در سبک زندگی است از نوع اسلامی به اسلام لیبرالی یا اسلام مدل ترکیه ای و...به این سؤال دقت کنیم.چقدر تا به حال از این سؤال استفاده کرده ایم؟به میزان استفاده از این سؤال سبک را در زندگی تغیییر داده ایم.به همین سادگی و به همین راحتی



      

اول خود

با سلام

اول دفتر به نام ایزد دانا

صانع پروردگار حیّ توانا

اکبر و اعظم، خدای عالم و آدم

صورت خوب آفرید و سیرت زیبا

از در بخشندگی و بنده نواری

مرغ هوا را نصیب و ماهی دریا

قسمت خود می خورند منعم و درویش

روزی خود می برند پشّه و عنقا

 

در باب سبک زندگی و چگونه زیستن باید از خود شروع کرد.این اولین گام است.پس بسم اله

خلقیات خودم را با آنچه مدنظر دینم است و قران و اهل بیت(ع) برایم بیان نموده اند مورد سنجه قرار می دهم و تفاوت ها و راه حل آنها را بیان خواهم کرد.